گل پرپر

بارها شاهد بوده ام ...

 صدای پاشنه های 30 سانتی کفش هایش،آرایش صورت و موهایش، مدل، نوع و رنگ لباس هایش ...

نظر هر عابری را (جوان، پیر، مرد، زن) جلب می کند ...

در خیابان به شکل خاصی قدم بر می دارد ...

به شکل خاصی نگاه می کند ...

به شکل خاصی حرف می زند ...

تمام اطراف را زیر نظر دارد و دائم دقت می کند که ...

چه کسی نگاهش می کند ؟؟!!

چه کسی خطابش می کند ؟؟!!

چه کسی چیزی می گوید ؟؟!!

چه کسی ....

افسوس و صد افسوس که دستِ دو گل ِ زیبا و معصوم (فرزندانش) در دستش هست ...

فقط حیران پشتِ سر مادر کشیده می شوند ...

و تحلیل نمی شود برایم این گونه جلوه گری و عشوه گری بانوان متاهل، به ویژه صاحب فرزند ...

و رنج می برم از بانوان متاهلی که در این میدان،گوی سبقت را از دختران مجرد و جوان ربوده اند ...

 و نگرانم، نگران ِ فرداهای آن گل های معصوم ...

 

پ.ن 1 : سال های سال است که ذهنم را به خود مشغول کرده است ...

پ.ن 2: این بدین معنا نیست که خانم های مجرد و جوان در رعایت حیا، حجاب و عفاف آزادند، منظور این قلم، درد دیگری بود ...